عبد الجليل قزوينى رازى
463
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
در نماز فروگذاشتهاند ، و انگشترى « 1 » در دست راست داشته « 2 » پس چهار دانگ از امّت محمّد در تصنيف بتصريح كافر خوانده است و بدروغ گويد : « رافضيان همهء امّت را كافر دانند » بىحجّت و بيّنت ؛ تا كافر و ملحد آن باشد كه مسلمانان را خواند ، و آنچه حوالت كرده است بر وى لازم و متوجّه ، و شيعت اصوليّه از آن منزّه و مبرّا ، و امّت محمّد همه مسلمان ، و در حفظ و حمايت شهادتين و شريعت او ، و خون و مالشان بر يكديگر حرام ، قال عليه السّلام : فاذا قالوهما « 3 » عصموا منّى دماءهم و أموالهم ؛ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « و دعوى مىكنند كه حسن عسكرى را پسرى آمد ، سقف خانه شكافته شد و او را ببردند ؛ و ازين محالتر سخنى باشد كه يكى را ببرند و كس نداند كه كجا شده است ؟ ! » . اما جواب اين كلمات آنست كه : خواجهء نوسنّى را اگر اين قصّه عجب آمده است و در مقدور خداى صحيح و لايق نمىداند ، يا مصطفى را و آلش را اين قدر و منزلت نمىشناسد ، چون دعوى فضل و علم تواريخ مىكند بايد كه كرم و تفضّل كند و بعلماء اهل سنّت و جماعت رود و كتابى كه خواجه امام محمّد بن محمّد الفراوى السّنّى كرده است كه آن را « طيب القلوب » « 4 » خوانند و در دوم فصل از آن كتاب بخواند « 5 » كه امام سنّت و جماعت كرده است در آن فصل مىگويد كه : چون ثابت البنانى « 6 » رحمة اللّه عليه از جهان كناره شد و كالبدش به خاك سپردند و بازگشتند جمعى مريدان پير از رهى در رسيدند « 7 » پير را در قيد حيات نيافتند دلتنگ و غمگين بسر تربت ثابت البنانى آمدند و سر تربت بازكردند البتّه كالبد شيخ در خاك نيافتند اين حال بر ايشان مشتبه شد بدر زاويهء شيخ آمدند بانگ در كردند دختركى هفت ساله در پس پرده بود بانگ زد و گفت : پندارم « 8 » پير را در خاك طلبيديد و نيافتيد ، تعجّب مثنّى شد و رنج
--> ( 1 ) - ح د : « و انگشتر » در غياث اللغات گفته : « انكشترى مزيد عليه انگشتر است از عالم مهين كه در اصل مه بوده و ياء و نون زايده » . ( 2 ) - ح د : « كرده » . ( 3 ) - نسخ : « قالوها » . ( 4 ) - كاتب چلبى در كشف الظنون گفته : « طيب القلوب لمحمد بن محمد بن على الخزيمى جمع فيه أربعين حديثا و شرحه بالفارسية فى سنة خمسمائة » . ( 5 ) - ع : « به خواندن » . ( 6 ) - ح د : « ثابت الشيبانى » فيروزآبادى گفته : « البنانة بالضمّ حىّ منهم ثابت البنانى » و ثابت از عرفا و متصوّفهء معروف است و براى تحقيق در حديث : « فاذا قالوهما » و در حكايت منقول از « طيب القلوب » و ترجمهء ثابت بنانى رجوع شود بتعليقهء 169 . ( 7 ) - ح د : « از راهى دور رسيدند » . ( 8 ) - ع ث م ب : « پندارى » .